الشيخ السبحاني

46

عقايد اسلامى (در پرتو قرآن، حديث و عقل) ( فارسى)

و اين خود نشان مىدهد كه اين عمل ، خصيصهء ذاتى آن است و هم‌چنين است بسيارى از فعاليت‌هاى جان‌داران . در انسان نيز يك سلسله تمايلات و احساسات درونى وجود دارد كه هيچ عامل خارجى آن را بر او تحميل نكرده و در عين حال همگانى است و جنبهء جهانى دارد ، مثلًا تمام افراد انسان در سنين مخصوصى از عمر ، در خود علاقهء خاصى نسبت به موضوعات جنسى ، زيبايى ، ثروت ، جاه و مقام مىيابند و نيز همهء انسان‌ها به طور ناخودآگاه به سوى عدالت ، عواطف و نوع دوستى كشيده مىشوند . شايد امانت و شرافت وحشيان ابتدايى در زندگى ساده‌اى كه دارند بيش از مردم متمدن باشد چنان كه « كوليس » دربارهء قبيلهء « هوتنتوت » مىگويد : قولى كه مىدهند نزد آنان مقدس است و هيچ يك از كارهايى كه اروپاييان از راه فساد و خيانت مىكنند در ميان آنان ديده نمىشود . با توجه به مثال‌هايى كه براى هر دو نوع از افكار و افعال بيان شد مىتوان امور فطرى را با علايم زير از امور عادى تميز داد : الف ) هر فكر و كارى كه ريشهء فطرى دارد جهانى بوده و هيچ انسانى فاقد آن نيست ؛ ب ) امور فطرى با رهبرىِ فطرت صورت مىگيرد و هرگز به تعليم و تعلم نياز ندارد ؛ ج ) هر نوع فكر و عملى كه ريشهء فطرى دارد از قلمرو حكومت عوامل سه گانهء « جغرافيايى ، اقتصادى و سياسى » بيرون است ؛ د ) تبليغات پىگير بر ضد فطرت ، ممكن است از رشد آن بكاهد و آن را متوقف سازد ، ولى هرگز نمىتواند آن را ريشه كن كند . امور عادى در مقايسه با ويژگىهاى چهارگانهء ياد شده ، درست در نقطهء مقابل آنها قرار گرفته‌اند . اكنون بايد ديد كه حس مذهبى و توجه به خدا واجد اين شرايط چهارگانه هست يا نه ؟ با مختصر دقت معلوم مىشود كه همهءاين مشخصات